گردش با دوستان
فاطیمای عزیزم بخاطر مشکلاتی که تو این چند روزه برای مامانی پیش اومده بود نتونستم وبلاگ رو به روز کنم خدا رو شکر اون مشکلات تا یه حدی حل شده و امروز بلاخره تونستم کمی وقت بذارم و وبلاگ رو به روز بکنم دیروز با بچه های مهد رفته بودین سرزمین عجایب من هم طبق معمول یکشنبه ها تا ساعت 6 شرکت بودم و تا بیام خونه عمه دنبالت ساعت 7 شب بود اولش هرچی ازت سوال میکردم که چیکار کردی اصلا جواب نمی دادی و سرگرم بازی با عموبهرام بودی ولی وقتی رفتیم خونه کامل بهم توضیح دادی که سرسره، چرخ و فلک، استخر توپ و کلی بازی دیگه رو انجام دادین و از شانس شما تا عمو موسیقی سرزمین عجایب می خواسته براتون موسیقی بخونه باند سوخته بود ولی کلا از رفتنت به سرزمین عجایب خیلی خوشحال بودی انشاالله هفته دیگه سه چهار روز تعطیلی عاشورا و تاسوعا است و می مونی پیش مامانی و باهم دیگه هیئت می ریم دورت بگردم دوست دارم




گردش با دوستان
