فاطیما گلمفاطیما گلم، تا این لحظه: 18 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره

فاطیما دردونه مامان و بابا

فرشته خوابالوی مامان

1392/6/20 10:59
نویسنده : مامان فاطیما
181 بازدید
اشتراک گذاری

 

شیرینم دیروز وقتی رسیدیم خونه بردمت حموم تا خانوم گلم تمیز بشه و خستگی اردو از تنش در بیاد

 

.

 

قرار بود شب با بابایی بریم سینما تو هم حاضر شدی و منتظر بابا شدی بعد باهم نشستیم و مشغول

تماشای تلویزیون شدیم که خوابمون برد و وقتی بیدار شدم دیدم مثل یه فرشته کنارم خوابیدی

 

.

 

دلم نیومد بیدارت کنم به بابا زنگ زدم و گفتم فاطیما گلم رفته بوده اردو و خسته است و زودتر از همیشه خوابیده و بهتره سینما نریم بعد هر کاری کردم بیدار شی و شام بخوری بیدار نشدی دوباره عذاب وجدان گرفتم که دختر نازم باید گرسنه بخوابه به خودم گفتم اشکال نداره فکر کنم به خواب بیشتر از غذا احتیاج داری و گذاشتم تو تختت وفتی بابا اومد از اینکه خواب بودی دلگیر شد و گفت فاطیما که خوابه خونه خیلی سوت و کوره اومد تو اتاقت و بوست کرد منم با بابایی موافقم وقتی خوابی و خبری از شیرین زبونیات نیست خونمون خیلی بی روح می شه .نازنینم امروز که می بردمت مهد بهم گفتی مامان چرا من نباید یه روز استراحت کنم وقتی این حرف رو زدی خیلی ناراحت شدم به روی خودم نیاوردم و بهت گفتم که گل دخترم فردا و پس فردا تعطیله و می تونی دو روز استراحت کنی بالاخره زندگی همینه دیگه باید ساخت انشاالله از سال دیگه می ری مدرسه و بعدازظهرها می تونی بمونی خونه و استراحت کنی

دوست دارم هزار هزار هزار تا.

 

.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)