فاطیما گلمفاطیما گلم، تا این لحظه: 18 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره

فاطیما دردونه مامان و بابا

فاطیما گلم عاشق حموم رفتنه

1392/3/27 14:47
نویسنده : مامان فاطیما
153 بازدید
اشتراک گذاری

 گل مامان دیروز که اومدم مهد دنبالت، گریه کرده بودی و صورت سیاه شده بود وقتی دلیلش رو ازت پرسیدم خیلی ماهرانه تونتستی مامانی رو بپیچونی و جواب سربالا دادی وقتی رسیدیم خونه اولین کاری که کردم بردمت حموم و کلی بازی کردی و وقتی از حموم اومدی بیرون بخاطر اینکه خیلی آب بازی کرده بودی تمام پوست دستت چروک خورده بود و تو هم با تعجب به دستات نگاه می کردی انقدر خسته بودی که می خواستی بدون اینکه شام بخوری بخوابی اما من بغلت کردم و بردمت آشپزخونه و ازت خواستم تو چیدن میز شام کمکم کنی که با این بهونه بیدار بمونی و شام بخوری اما چند قاشق نخورده بودی که غذا تو دهنت بود و  خوابت برد من هم چون خیلی خسته بودم بعد از تو خوابیدم و بابایی بیچاره تنها موند و نفهمیدم کی خوابید بهت قول دادم پنج شنبه ببرمت خونه مامان مرضی و به این امید امروز هم با کلی قربون صدقه رفتن و وعده پنج شنبه خونه مامان مرضی رفتن آمادت کردم و بردمت مهد امروز خیلی خوشحال بودی چون سه شنبه ها روز بازی تو حیاط مهده امیدوارم همیشه بخندی و شاد باشی. مثل همیشه تا قد آسمونا دوستت دارمقلب

 

عزیز دل مامان دوست دارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)