فاطیما گلمفاطیما گلم، تا این لحظه: 18 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

فاطیما دردونه مامان و بابا

اولین دندون شیری فاطیما گلم افتاد

1392/11/13 10:54
نویسنده : مامان فاطیما
231 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دلم انگار همین دیروز بود که بدنیا اومدی و صدای قشنگ خنده ها و گریه ها به خونمون روح بخشید.

دیروز که اومدم دنبالت مثل همیشه انقدر عجله داشتم زود بریم خونه که اصلا متوجه اتفاق قشنگی که برات افتاده بود نشدم وقتی رسیدیم خونه من زودتر از تو از پله ها رفتم بالا و تو آروم آروم می اومدی وقتی آخرین پله رو اومدی با صدای قشنگت گفتی مامانی بالاخره دندونم افتاد و همون لحظه دویدم و بغلت کردم و تا تونستم بوست کردم خیلی سعی کردم گریه نکنم تا احساس خوشگلت رو از اینکه دندونت افتاده خراب نکنم چون خیلی منتظر این روز بودی اره عشق من تو بزرگ شدی قد کشیدی خانم شدی خوشگلم خیلی خوشحالم.

وقتی بابایی از سرکار اومد بغلش کردی و گفتی بابایی دندونم کو؟ اونم حسابی خوشحال شد و بوسه بارونت کرد بهم گفت دندونت رو بزارم زیر بالشتت که فرشته مهربون برات جایزه بیاره

وقتی می خواستی بخوابی اومدم کنار تختت و بهت گفتم مامانی از فرشته مهربون چی می خوای؟گفتی عروسک عشق من با اینکه یه عالمه عروسک داری تعجب کردم از اینکه بازم دوست داری عروسک داشته باشی ولی خوب چیکار کنیم یه نازدختر که بیشتر نداریم منم بهت گفتم بالشتت رو بغل کن و آروم به فرشته مهربون بگو که برات هرچی که دوست داری بیاره

.

بعد به بابایی گفتم که یه عروسک خوشگل برات بخره که شب بذارم زیر بالشتت عزیز دل مامان می خوام دندونت رو نگه دارم که وقتی بزرگ شدی با دیدنش یاد خاطرات خوشگل کودکیت بیافتی

ارزوی من و بابایی لحظه های شیرین و طلایی برای توست

دوست دارم شیرینم

 

پسندها (1)

نظرات (0)