ثبت نام مدرسه فاطیما گلم
دختر نازم از سه شنبه شب استرس ثبت نام مدرسه ات تموم وجودم رو گرفته بود مامان مرضی بخاطر کمک به من سه شنبه شب اومد تهران و پیش دایی محمد موند چهار شنبه صبح با بابایی رفتیم و واکسن ورود به مدرسه ات رو زدیم بعد بابا رفت سرکار و من و تو رفتیم دنبال مامان مرضی اولین مدرسه ای که رفتیم مدرسه غیردولتی کوثر نبی بود که زیاد خوشم نیومد و قبل از صحبت با مدیرش به مامان مرضی گفتم بریم دومین مدرسه ای که رفتیم مدرسه توحید بود که انقدر مدیرش چرب زبونی کرد با اینکه اصلا راضی نبودم اونجا ثبت نامت کنم اما بالاخره راضیمون کرد که تو رو اونجا ثبت نام کنم نازنیم وقتی خانم مدیر مدرسه ازت سوال کرد همه رو جواب دادی و به خودم بالیدم که خدا دختر باهوشی بهم هدیه کرده مثل...
نویسنده :
مامان فاطیما
13:24


